۱). آب از سرچشمه گل آلود است

۲). آب پاکی را روی دستش ریخت

۳). آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

۴). آبشان از یک جوی نمی گذرد

۵). آب زیر کاه

۶). آفتابی شدن

۷). آتش بیار معرکه

۸). آستين نو بخور پلو

۹). آش شله قلمکار

۱۰). آش نخورده و دهان سوخته

۱۱). از اين ستون به آن ستون فرج است

 ۱۲). از کوره در رفتن

۱۳). از کیسه ی خلیفه بخشیدن

۱۴). اگر دندان دارد برای خوردن می آید

۱۵).  کینه شتری

۱۶). انگار از دماغ فیل افتاده

۱۷).این شتری است که در خانه همه کس می خوابد

۱۸). ایراد بنی اسرائیلی

۱۹). باد آورده را باد برد

۲۰). بادنجان دور قاب چین

۲۱). بشنو و باور مكن

۲۲). بند را آب دادن

۲۳). پته اش روی آب افتاد

۲۴). تعارف شاه عبدالعظیمی

۲۵). جور کسی را کشیدن

۲۶). جيك‌جيك‌ مستونت‌ بود، فكر زمستونت‌ بود

۲۷). چشم روشنی

۲۸). چوب توی آستین کردن

۲۹). چو فردا شود فکر فردا کنیم

۳۰). چيزي‌ كه‌ عوض‌ دارد، گله‌ ندارد

۳۱). حاجی حاجی مکه

۳۲). حرفش را به کرسی نشاند

۳۳). من ندیم توام نه ندیم بادمجان

۳۴). خياط در كوزه افتاد

۳۵). دست کسی را توی حنا گذاشتن

۳۶). دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن

۳۷). دعوا سر لحاف ملا بود

۳۸). دنبال نخود سیاه فرستادن

۳۹). دو قورت و نيمش باقي مانده

۴۰). رطب خورده منع رطب چون کند؟

۴۱). زیر کاسه نیم کاسه ای است

۴۲). سبیل کسی را چرب کردن

۴۳). شاه می بخشد، وزیر نمی بخشد

۴۴). شتر دیدی ، ندیدی

۴۵). علاج‌ واقعه‌ قبل‌ از وقوع‌ بايد كرد

۴۶). فوت کوزه گری

۴۷). قمپز در کردن

۴۸). کفگیر به ته دیگ خورده

۴۹). کلاه سرش گذاشتند

۵۰). کلاهش پس معرکه است