ریشه ضرب المثل های فارسی
۳). آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب
۵). آب زیر کاه
۶). آفتابی شدن
۷). آتش بیار معرکه
۹). آش شله قلمکار
۱۱). از اين ستون به آن ستون فرج است
۱۲). از کوره در رفتن
۱۴). اگر دندان دارد برای خوردن می آید
۱۵). کینه شتری
۱۷).این شتری است که در خانه همه کس می خوابد
۱۸). ایراد بنی اسرائیلی
۱۹). باد آورده را باد برد
۲۰). بادنجان دور قاب چین
۲۱). بشنو و باور مكن
۲۲). بند را آب دادن
۲۳). پته اش روی آب افتاد
۲۴). تعارف شاه عبدالعظیمی
۲۵). جور کسی را کشیدن
۲۶). جيكجيك مستونت بود، فكر زمستونت بود
۲۷). چشم روشنی
۲۸). چوب توی آستین کردن
۲۹). چو فردا شود فکر فردا کنیم
۳۰). چيزي كه عوض دارد، گله ندارد
۳۱). حاجی حاجی مکه
۳۳). من ندیم توام نه ندیم بادمجان
۳۴). خياط در كوزه افتاد
۳۵). دست کسی را توی حنا گذاشتن
۳۶). دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن
۳۷). دعوا سر لحاف ملا بود
۳۹). دو قورت و نيمش باقي مانده
۴۰). رطب خورده منع رطب چون کند؟
۴۲). سبیل کسی را چرب کردن
۴۳). شاه می بخشد، وزیر نمی بخشد
۴۴). شتر دیدی ، ندیدی
۴۵). علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد
۴۶). فوت کوزه گری
۴۷). قمپز در کردن
۴۹). کلاه سرش گذاشتند
۵۰). کلاهش پس معرکه است
احسان آذرنیا