ویکتور هوگو

ویکتور هوگو شاعر و نویسنده بزرگ و سرشناس فرانسوی در پنجم مي 1802 میلادی به دنیا

آمد.ویکتور هوگو مهم‌ترین نویسنده رمانتیک جهان به حساب می‌آید. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به

بینوایان، گوژپشت نتردام و مقدار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم‌چنین چندین

نمایش‌نامه نوشته‌است.هرچند که هوگو بیش‌تر به‌عنوان یک رمان‌نویس شناخته می‌شود،

خیلی‌ها معتقدند که او به‌عنوان یک شاعر نقش به‌مراتب مهم‌تری را ایفا کرد.وی در روز جمعه 22

ماه مه 1885 در خانه خویش در کوچه ایلو در پاریس بدرود زندگانی گفت.

پدرش کنت هوگو ژنرال ارتش ناپلئون بود. خانواده هوگو در سال 1811 به اسپانیا رفتند ولی بعدها

دوباره به پاریس بازگشتند و هوگو در این شهر تحصیلات مقدماتی را طی کرد. او ابتدا شعر می

سرود و همین اشعار هم شهرت فوق العاده ای در ابتدای کار به وی اعطا کرد. هوگو پیرو سبک

تازه رمانتیسیسم بود و با آنکه پیش از او رمانتیسیسم در آثار دیگر نویسندگان نیز ظاهر شده بود

چون ویکتور هوگو در ترویج این سبک پیشقدم شده بود و در این راه سعی وافری داشت او را به

عنوان مبتکر رمانتیسیسم می شناسند. هوگو در سال 1841 میلادی علیرغم مخالفت بد خواهان

به عضویت آکادمی فرانسه در آمد و در سال 1848 نیز نماینده مجلس این کشور شد. پس از

انقلاب، ناپلئون سوم در سال 1851 میلادی با انجام کودتایی برخی از مخالفان را به تبعید فرستاد

که ویکتور هوگو نیز در میان آنان بود. هوگو پس از پایان حکومت ناپلئون سوم در سپتامبر 1870 به

فرانسه بازگشت. او آثار بسیاری در نظم و نثر از خود به جای نهاده است و بسیاری از فرانسویان

هنوز نیز آثار او را می ستایند و آنها را به عنوان شاهکار های ادبی تلقی می کنند. وی به هنگام

مرگ به عنوان بزرگترین قهرمان ملی قرن نوزدهم فرانسه نام گرفت. کرامول، آخرین روز یک

محکوم، گوژپشت نتردام، کلود ولگرد، بینوایان، ناپلئون کوچک، تیره بختان، کارگران دریا، مردی که

می خندد، تاریخ یک جنایت، رفتارها و گفتارها، نودوسه، عاقبت شیطان، مشهودات، در سفر،

آلپ و پیرنه، فرانسه و بلژیک، سال های شوم، تامل ها، ارنانی، لوی روی ساموس، رنجبران دریا

و... از مشهور ترین آثار اویند. بینوایان به عنوان مهمترین اثر او تاکنون دست مایه ساخت آثار

سینمایی بسیاری از فیلمسازان قرار گرفته است.ویکتور هوگو در زمان حیاتش همواره به دلیل

داشتن عقاید آزادیخواهانه و سوسیالیستی و حمایت قلمی و لفظی از طبقات محروم جامعه،

مورد خشم سران دولتی و حکومتی بود و علیرغم فشارهایی چون سانسور، تهدید و تبعید هرگز

از آرمانهای بلند خود دست نکشید. نگارش کتاب جنجال برانگیز ناپلئون صغیر در همین دوران انجام

شد. او در باره نگارش رمان بینوایان گفته‌است: «من این کتاب را برای همه آزادیخواهان جهان

نوشته‌ام»

آثار ویکتور هوگو:

نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام . کلود گدا . بینوایان .

بوگژارگال . هان دیسلند . آخرین روز یک محکوم . کارگران

دریا . مردی که می‌خندد . نود و سه . اغانی جدید..

برگ‌های خزان . نغمات شفق . صداهای درونی . پرتوها و

سایه‌ها . کیفرها . ادیان و دین . دسته گل آخرین . سالهای

شوم . عاقبت شیطان . سال مخوف و...

جملاتی زیبا از او

........................................

کینه و تنفر را به کسانی واگذار کنید که نمی توانند دوست بدارند.

........................................

انسان، انسان است چون که می گرید، ولی به حال کسی که هرگز نمی

گرید باید گریست.

........................................

جسد دشمنی را که تشییع میکنی سنگین نیست.

........................................

شاید بتوان از هجوم سیل‌آسای یک ارتش ممانعت کرد، اما از هجوم افکار و عقاید نمی‌توان جلوگیری نمود.

........................................

فقر و مسکنت ، مردان را به‌جنایت و زنان را به‌فحشاء سوق می‌دهد.

........................................

فکر کردن، شغل ذهن است، خواب دیدن، تفریح آن.

........................................

فلسفه، میکروسکوپ افکار است.

........................................

گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی می‌رسد که رشته‌ها و پیوندها را می‌گسلد، این مرحله‌ای

است که تیره‌بختان و سیاه‌کاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که "شومی"

است شریک می‌شوند، این کلمه بینوایان است.

........................................

همه‌جا شادمانی قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیده‌اند.

........................................

آنانکه نمی‌توانند خود را اداره کنند، ناچار از اطاعت دیگرانند.

.........................................

از آن در شگفتم که در سینه دلی دارند و می‌پندارند که آسایش و سعادت بشر جز مهر و صفا راه دیگری دارد.

........................................

انسان در این عالم چون شبح سرگردانی است که هنگام عبور از این راه، حتی سایه‌ای از خود به یادگار نمی‌گذارد.

........................................

بدتر از مرگ چیست؟ آنچه بعد از آمدنش مرگ را می‌طلبی.

........................................

چقدر عاقلند آنهایی که در عشق احمق اند.

........................................

یک پرنده کوچک که زیر برگها آواز میخواند برای اثبات خدا کافی است.

........................................

بزرگترین آزمون گیرنده ، خداست و کوچکترین آزمون دهنده ، بنده ی خدا.

........................................

هر کس ارزش خود را خود تعیین میکند.

........................................

هر زن پاکدامنی ،زیبا و دلپسند است.

........................................

ازدواج چیز شگفت آوری است،گاه شیران را روباه و گاه روبهان را شیر میکند.

........................................

زندگی شما از زمانی آغاز میشود که افسار سرنوشت خویش را در دست

گیرید.

........................................

مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و

احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا مطمئن است که

بال و پر دارد.