فیلسوف (به پارسی سره: فرزانه) به شخصی می‌گویند که به آموختن و اندیشه در مسائل

فلسفی و اندیشه ورزانه می‌پردازد. در گذشته به فیلسوف حکیم می‌گفتند

تعریف

واژه "فلسفه" از کلمه "فیلو سوفیا" ( Philosophia ) گرفته شده است که ریشه آن در زبان

یونانی، به معنای "خرد دوستی" و "دوستار خرد" است. زیرا کلمه Philo به معنای دوست

داشتن و واژه Sophia به معنای دانایی است. اما این واژه در اصطلاح علوم، به معنای دانشی

است که از احوال "موجود" از آن جهت که موجود است، بحث می‌کند.

به گفته افلاطون ، " فیلسوف  به کسی گفته می‌شود که در پی شناسایی امور ازلی و حقایق

اشیاء و علم به علل و مبادی آنها است".

حکیم

در لغتنامه دهخدا آورده شده است: [حَ] (ع ص اِ) دانا. فرزانه. فرزان. خردپژوه. داننده. خردمند.

دانشمند. ||درست گفتار... ||فیلسوف. دانای علم حکمت. خداوند جمیع علم حکمت. اهل

معقول... در تعریف ایرانی به فیلسوف ، حکیم گفته می شود. یعنی عبارت یونانی فلسفه ، در

فارسی ، حکمت و خرد عنوان می شود و برابر فیلسوف هم ، حکیم ، خردورز ، فرزانه و علامه

آورده می شود. در پیش یا بعد نام سرشناسان خردورز ایرانی عبارت حکیم بسیار دیده می شود.